تبليغاتX
بفرمایید
  • پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه.
  • + نوشته شده توسط یونس بورجی در سه شنبه یازدهم آبان 1389 و ساعت 16:12 |
     فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را دیگر چرا آفریدی؟ خداوند گفت : غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد
    + نوشته شده توسط یونس بورجی در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 15:18 |
     شريعتي: آنها فقط از «فهميدن» تو مي‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوي باشد- ترسي ندارند. از گاو که گنده‌تر نمي‌شوي، ميدوشندت! از خر که قوي‌تر نمي‌شوي، بارت مي‌کنند! از اسب که دونده‌تر نمي‌شوي، سوارت مي‌شوند!، اما آنها فقط

     

    + نوشته شده توسط یونس بورجی در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 14:20 |
    اگر دیدی دلی تنها نشسته . میان رنج غصه ها تک نشسته . نگو آن دل چرا

    تک نشسته . بدان دوریت او را شکسته٪

    + نوشته شده توسط یونس بورجی در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 15:20 |
    میدونی چقدر دوست دارم ؟

    ۱دونه

    مردونه!!

    + نوشته شده توسط یونس بورجی در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 15:11 |
    دوری ز من زدوریت می سوزم نزدیک منی از آتشت می سوزم آخر چه کنم چه خاکی بر سر ریزم از دیدن و از ندیدنت می سوزم

    + نوشته شده توسط یونس بورجی در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 13:22 |
    بهای دوست نه از زیبایی اوست نه از دارایی او تنها به وفای اوست

    + نوشته شده توسط یونس بورجی در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388 و ساعت 13:17 |
    به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد عجب از محبت من که در او اثر ندارد غلط است هر گوید دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

    + نوشته شده توسط یونس بورجی در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 14:4 |
    زیباترین حکمت دوستی بیاد هم بودن است نه در کنار هم بودن به یادتم

    + نوشته شده توسط یونس بورجی در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 13:55 |
     زندگي به من آموخت چگونه اشك بريزم ولي اشك نياموخت چگونه زندگي كنم تو به من آموختي چگونه دوستت بدارم ولي نياموختي چگونه فراموشت كنم
    + نوشته شده توسط یونس بورجی در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت 10:20 |


    Powered By
    BLOGFA.COM